تبليغاتX
کردوان سفلی
ولات بچباریم

نوشته شده توسط مجید در ساعت 5:55 | لینک  | 

    

توحید در عقیده و عمل

*h-ì/ /1 9bì/g h 9ed

 رسالت تبیین «مکتب» و تصحیح باورهای مردم در مسائل عقیدتی و بینشی، بر عهده «امام» است. امامان با سخن و عملشان هم صورت صحیح اعتقادات را می‌نمایانند، هم با انحرافات عقیدتی مقابله و مبارزه می‌کنند. این که توحید ناب چیست و خداباوری و عقیده به مبدا و معاد چه نقشی در زندگی دارد و شیوه انبیا و مرامشان کدام است و تداوم خط رسالت در قالب «امامت» چگونه است و دین چیست و اهل‌بیت علهیم‌السلام کیانند و چه مسوولیتی دارند و وظیفه امت در قبال امام چیست، همه و همه جلوه‌هایی از «پیام‌های اعتقادی» عاشورا است. اگر به قیام سیدالشهداء علیه‌السلام از این دیدگاه بنگریم، درس‌‌های عظیمی را خواهیم آموخت و عاشورا را کلاس درسی خواهیم یافت که در سخنان امام و عاشوراییان، متجلی گشته است.

حتی رجز‌های اصحاب امام و خطبه‌های امام و اهل‌بیت، چه قبل از شهادت و چه در مقطع اسارت، پر از نکته‌های عقیدتی است.

علاوه بر بُعد نظری و تبیین خطوط اصلی و روشن دین، تجلی این باورها در عمل آنان، جلوه دیگری از بعد اعتقای مساله است. مثلا «توحید» را نه صرفا از بعد نظری، بلکه توحید در عبادت و اطاعت را نیز در صحنه عاشورا و انقلاب امام حسین علیه‌السلام می‌توان دید و این، بسی آموزنده‌تر و تاثیرگذارتر از جنبه‌ فکری و ذهنی موضوع است. عقیده به خدا و قیامت، نه تنها به صورت یک باور خشک ذهنی، بلکه منشا اثر در زندگی فردی و اجتماعی مسلمان مطرح است و تلاش‌های او را حتی در صحنه مبارزه، جهت می‌دهد. اعتقاد به امامت نیز، نه صرفا در حد یک بحث کلامی و احتجاجات قرآنی و حدیثی در مورد این که پس از پیامبر، چه کسی خلافت دارد، بلکه به عنوان نظام سیاسی و پذیرش ولایت پیشوای صالح و خط مشی منطبق بر قرآن و سنت رسول و این که چه کسی شایسته زمامداری امت اسلامی است، مطرح می‌گردد.

جایگاه اهل‌بیت‌ پیامبر صلی‌الله علیه و آله در جامعه اسلامی نیز از همین زاویه قابل طرح است و نیز اصل مساله رسالت حضرت محمد صلی‌الله علیه و آله و قرآن و وحی و شفاعت و ... باید هر کدام به نحوی که دارای «پیام» است، در نهضت عاشورا مورد مطالعه قرار بگیرد. تنها در این صورت است که حرکت عاشورایی در امتداد زمان، گسترش و دوام می‌یابد و نسل‌های امروز و آینده را در مورد خطاب  قرار می‌دهد و هدایتگر می‌شود.

بعد اعتقادی کربلا نباید مورد غفلت قرار گیرد، هم محتواهای عقیدتی که در مجموعه این حماسه متجلی است، هم اساس نهضت کربلا که برای حفظ باورهای ناب از زوال تحریف بود. این هدف مهمی بود که شهید بزرگی همچون ابا عبدالله الحسین علیه‌السلام فدای تحقق آن شد.

در سخنان امام حسین علیه‌السلام و یاران او، مفاهیم بلندی از اعتقادات در محورهای خداشناسی، رسالت انبیاء، نقش وحی و قرآن در زندگی، اصالت دین و گمراهی بدعت‌گذاران، زندگی ابدی و حیات پس از مرگ، بهشت و جهنم، حساب و اجر و عذاب، شفاعت، حقانیت امامان برای ولایت و خلافت، وظیفه مردم نسبت به حجج‌ الهی، نفاق دنیاپرستان، استفاده از عقاید دینی برای اغفال مردم و ... دیده می‌شود که جای مطالعه دارد.

 

*h-ì/ /1 9bì/g h 9ed

توحید در عقیده و عمل

عقیده به «توحید» و خداباوری، تنها در ذهن یک مسلمان موحد نمی‌ماند، بلکه در همه شوون و شرایط و زوایای زندگی او سایه می‌افکند. این که خدا کیست و چیست و این شناخت چه تاثیری در زندگی عملی و موضع‌گیری‌های اجتماعی مسلمان دارد، جایگاه این عقیده را در حیات، نشان می‌دهد.

عقیده به خدایی که راست است، راست می‌گوید، وعده‌هایش تخلف‌ناپذیر است، اطاعتش واجب است، نارضایی او موجب دوزخی شدن است، در همه حال، حاضر و ناظر انسان است، کمترین کار انسان از علم و بصیرت او پنهان نیست، مجموعه این باورها وقتی به صورت «یقین» در آید، موثرترین عامل تاثیر‌گذار در زندگی است.

مفهوم توحید، تنها در بینش و دیدگاه نیست، بلکه در بعد عملی، به «توحید در اطاعت» و «توحید در عبادت» تبدیل می‌شود.

امام حسین علیه‌السلام پیشاپیش، از شهادت خود، با خبر بود و جزییات آن را هم می‌دانست. پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله نیز مکرر این حادثه را پیشگویی کرده بود. این علم و اطلاع قبلی، نه تنها رای او را بر ادامه راه و ورود به میدان جهاد و شهادت، سست یا آمیخته به تردید نکرد، بلکه شهادت‌طلبی او را افزون‌تر ساخت. آن حضرت با همین ایمان و باور، به کربلا آمد و به جهاد پرداخت و عاشقانه به دیدار خدا شتافت.

حضرت ضمن خطابه‌ای که درباره حرکت خویش و امتناع از بیعت و استناد به نامه‌های کوفیان بود، در پایان، ضمن گلایه از عهدشکنی کوفیان فرمود: «تکیه‌گاهم خداست و او مرا از شما بی‌نیاز می‌کند. «سَیُغنی اللهُ عَنکُم»  در ادامه راه نیز وقتی با عبدالله مشرقی ملاقات کرد و او و همراهش اوضاع کوفه و گرد آمدن مردم را برای جنگ با آن حضرت بیان کردند، پاسخ امام این بود که «حَسبیَ اللهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ.»

حتی در موارد متعددی اصحاب و بستگان و اقوام او از روی خیرخواهی و دلسوزی آن حضرت را از رفتن به عراق و کوفه بر حذر می‌داشتند و بی‌وفایی مردم و مظلومیت و تنهایی پدرش امیرالمومنین و برادرش امام مجتبی علیه‌السلام را یادآور می‌شدند. هر یک از اینها کافی بود که در دل فرد معمولی، ایجاد تردید کند، اما باور روشن و عقیده یقینی او و خدایی دانستن این راه و انتخاب، سبب شد در مقابل عوامل یاس‌آفرین و تردیدساز بایستد و قضای الهی و مشیت او را بر هر چیز مقدم بدارد. وقتی ابن عباس از امام حسین علیه‌السلام می‌خواست که راه دیگری جز رفتن به عراق برگزیند و با بنی‌امیه در نیفتد، حضرت ضمن تبیین اهداف و نیّات امویان، فرمود: «انّی ماضٍ فی امرِ رسولِ‌الله صلی‌الله علیه و آله حَیثُ اَمَرَنی و اِنّا لله و انّا الیهِ راجعون»(1) و تصمیم خود را در پایبندی به فرمان حضرت رسول و بازگشت به جوار رحمت خدای هستی‌آفرین باز گفت؛ چرا که به حقانیت راه و درستی وعده‌های خدا باور داشت.

«یقین»، نمودی از وضوح و روشنی باور نسبت به دین و فرمان خدا و حکم شریعت است. گوهر یقین در هر جا که باشد، او را مصمم و بی‌باک می‌سازد. صحنه عاشورا جلوه یقین بود. یقین به حقانیت راه خود، یقین به باطل بودن دشمن، یقین به حق بودن معاد و حساب و محاسبه رستاخیز و یقین به حتمیت مرگ و ملاقات با خدا، در درجه بالایی در دل امام و عاشوراییان وجود داشت و جهت‌دهنده مقاومت و کیفیت عمل و ثبات قدم در راه انتخابی بود.

«استرجاع» (گفتن انا لله و انا الیه راجعون) علاوه بر آن که هنگام آگاهی از مرگ یا شهادت کسی گفته می‌شود، در منطق امام حسین علیه‌السلام، یادآور فلسفه بلند هستی و حیات و سرنوشت «از اویی و به سوی اویی» است که بارها امام در طول راه آن را بر زبان آورد، تا این عقیده، جهت‌ دهنده تصمیم‌ها و عمل‌ها باشد.

«یقین»، هم در «موضوع» بود؛ یعنی شناخت روشن هدف و راه و وضعیت، هم در «حکم» بود؛ یعنی تکلیف بودن جهاد و شهادت در آن شرایط به نفع اسلام، هم در عقیده به «خدا» و هم به «آخرت» بود که مقوم اصلی پا گذاشتن در میدانی است که گروهی می‌خواهند جان بدهند و فدا شوند. وقتی وهب بن عبدالله برای دومین بار در كربلا به میدان جنگ رفت، در رجز خویش، خود را با عناوینی همچون «مومن به رب» و «موقن به رب» معرفی کرد. (2)

توحید در نصرت‌خواهی و فقط و فقط بر خدا اعتماد کردن، از جلوه‌های دیگر نقش‌آفرینی عقیده در عمل است. امام حسین علیه‌السلام تنها تکیه‌گاهش خدا بود، نه نامه‌ها و حمایت‌ها و شعارها. وقتی سپاه حر راه را بر کاروان امام بست، حضرت ضمن خطابه‌ای که درباره حرکت خویش و امتناع از بیعت و استناد به نامه‌های کوفیان بود، در پایان، ضمن گلایه از عهدشکنی کوفیان فرمود: «تکیه‌گاهم خداست و او مرا از شما بی‌نیاز می‌کند. «سَیُغنی اللهُ عَنکُم» (3) در ادامه راه نیز وقتی با عبدالله مشرقی ملاقات کرد و او و همراهش اوضاع کوفه و گرد آمدن مردم را برای جنگ با آن حضرت بیان کردند، پاسخ امام این بود که «حَسبیَ اللهُ وَ نِعمَ الوَکیلُ.» (4)

صبح عاشورا نیز، وقتی سپاه کوفه با همهمه رو به اردوگاه امام تاختند، دستانِ نیایشگر امام حسین علیه‌السلام رو به آسمان‌ها بود، وی چنین می‌گفت: خدایا! در هر گرفتاری و شدت، تکیه‌گاه و امیدم تویی و در هر حادثه که برایم پیش آید، پشتوانه منی، چه بسا در سختی‌ها و گرفتاری‌ها که تنها به درگاه تو روی آورده و دست نیاز و دعا به آستان تو گشودم و تو آن را بر طرف ساختی ... . (5)

این حالت و روحیه، جلوه بیرونی، عقیده قلبی به مبدا و یقین به نصرت‌ الهی است و توحید در دعا و طلب را می‌رساند.

هدف اصلی معارف دین، تقرب بندگان به سوی خداوند است. این محتوا حتی در زیارتنامه‌های شهدای کربلا به ویژه زیارت امام حسین علیه‌السلام نیز مطرح است. علی‌رغم تبلیغات سوء و جاهلانه‌ای که شیعه را به بدعت متهم می‌کنند و زیارت قبور اولیاء الهی را شرک می‌پندارند، در فرهنگ زیارت، خود این عمل گامی برای تقرب به خدا شمرده شده است که توحید ناب است. در بخشی از زیارت امام‌ حسین‌ علیه‌السلام که با فراز «اللهم مَن تَهَیأ و تَعَبأ...» شروع می‌شود، خطاب به خداوند می‌گوییم:

خدایا! هر کس که آماده شود و وسایل فراهم کند و به امید دست یافتن به نعمت و موهبتی سراغ یک مخلوق رود، تا از هدایا و جوائز و عطاهای او بهره‌مند شود، آماده شدن و زمینه چیدن من و سفر من به سوی تو و برای زیارت قبر ولی تو است و با این زیارت، به تو تقرب می‌جویم، و هدیه و عطا و جایزه را از تو امید دارم... . (6)

در ‌ادامه نیز با حالت حصر، می‌گوییم: تنها تو را قصد و آهنگ کردم و تنها آنچه را نزد تو است می‌خواهم؛ «فالیکَ قَصَدتُ و ما عِندُکَ ارَدتُ.»

اینها نشان دهنده بعد توحیدی تعالیم شیعی است که مراقد معصومین و زیارت اولیاء الهی را هم معبر و مسیری برای رسیدن به توحید خالص می‌داند و تعبد به امر الهی است که بزرگداشت اینان را توصیه فرموده است.

نوشته شده توسط مجید در ساعت 14:47 | لینک  | 

اعمال شبهای قدر

شب قدر،  شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتراز عمل در هزار ماه است. دراین شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد . درشب قدر ملائکه و روح که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند و مقدرات هر کس را به امام عرضه می دارند.

اعمال شب قدر به دو گونه اعمال مشترک و اعمال مخصوص تقسیم می شود.

 

اعمال مشترک شبهای قدر

1- مقارن غروب آفتاب شب قدر غسل شود.

2- دورکعت نماز اقامه شود، در هر رکعت بعد از حمد ، هفت مرتبه سوره توحید خوانده شود. بعد از نماز هفتاد بارذکر " استغفرالله و اتوب الیه"  گفته شود .

3- قرآن به سرگرفتن و به خدا را به چهارده مصوم سوگند دادن .

4- زیارت امام حسین علیه السلام .

5- احیای این شبها .

6- اقامه صد رکعت نماز به صورت دورکعتی وافضل آن است که درهر رکعت بعد از حمد ، ده مرتبه سوره توحید خوانده شود.

7- دعایی از امام زین العابدین علیه السلام که درمفاتیح الجنان آمده است . اللهم انی امسیت لک عبداً...

8- قرائت دعای جوشن کبیر.

9- طلب آمرزش از خدای متعال . و در خواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .

10- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.

 

اعمال مخصوص شب نوزدهم

1- صد بار ذکر " استغفرالله ربی واتوب الیه ".

2- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیرالمومنین"

3- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم ...

 

اعمال مخصوص شب بیست و یکم

1- دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل ... .

2- لعن بر قاتل امیرالمومنین .

3- زیارت حضرت علی علیه السلام .

 

اعمال مخصوص شب بیست و سوم

1- تلاوت سوره های عنکوبت و روم که امام صادق علیه السلام فرمود: که تلاوت کنند که این دو سوره دراین شب از اهل بهشت است .

2- قرائت سوره های ... .

3- هزار مرتبه سوره قدر .

4- خواندن و تکرار دعای اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن ... .

5- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی ... .

6- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی .

7- دعاوی " یا باطنا  فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه... .

نوشته شده توسط مجید در ساعت 4:39 | لینک  | 

پس از مرگم نخواهم های هایی

نه فریاد و نه افغان و نوایی

بگویید گشته فایز کشته دل

ندارد کشته دل خون بهایی

●●●

دل از من چشم شهلا دلبر از تو

لب خشکیده از من کوثر از تو

بنه بر جان فایز منت از لطف

سر از من سینه از من خنجر از تو

●●●

مرا در پیش راهی پر ز بیم است

از این ره در دلم خوفی عظیم است

برو فایز میندیش از مهابت

که آنجا حکم با رب رحیم است

●●●

دو معنی بر من آمد صعب دشوار

اول   پیری   آخر    فرقت  یار

اگر  پیدا   شود   فایز پرستی

جوانی  از کجا  آرم   دگر بار

●●●

خوشا روزی که گل بودی و بلبل

تو گفتی صبر کن کردم تحمل

الهی   دشمن   فایز  بمیرد

گل از بلبل برید و بلبل از گل

نوشته شده توسط مجید در ساعت 23:2 | لینک  | 

رفتي و نشون دادي
که هيچي دوستم نداري
رفتي و برام گذاشتي
خاطراتو يادگاري
غم رفتنت عزيزم   
 غروبو يادم مياره
به جاي تاريکي اما
تو دلم غصه ميکاره
تو که رفتي غصه ها رو
 جاي قصه ها ميخونم
واست اما فرق نداره
 من بميرم يا بمونم
ميرمو رها ميشم
از اين همه دلتنگيا
اما بدون تلخ برام
نمي تونم باشم جدا
ميرمو ميخوام از خدا
ميگم خدا خدا خدا
اونکه منو تنها گذاشت
تو نزارش هرگز تنها

نوشته شده توسط مجید در ساعت 22:54 | لینک  | 

 


 


- آه نميدونم چرا قلبم سنگين شده . اونقدر که فکر ميکنم زمين نميتونه وزنشو تحمل کنه.


- رازي بين تو و قلب منه که منو اسيرت کرده رازي که خيلي دوست دارم بدونم چيه؟


- زندگيم همش شده خيال با تو بودن و تو را داشتن . کي ميشه اين خيالو تو واقعيت ببينم؟


- و کي مياد اون روزي که  احساس تنهايي از وجود خسته من بار سفر ببنده.نميدوني تنهايي چقدر سخته.


 


- دستام گرماي دستاي تو رو کم داره و قلبم عشق و محبت تو رو


- و منتظرم تا بياي وبا حضورت اين کمبود ها رو جبران کني  . آره منتظرت ميمونم.


- ساحل قلبم به عشق امواج خروشان عشق تو احساس ساحل بودن  رو داره


- تو نذار اين ساحل احساس بودن رو  و من احساس دوست داشتن رو از دست بدم


 


- دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم


- اگه يه روز ديدي 100 نفر دوستت دارن بدون اوليش منم .اگه ديدي به نفر دوستت داره بدون اون يه نفر منم.


- راحت بگم اگه ديدي هيچ کس دوستت نداره بدون من مردم.


- من تو اين دنياي بزرگ ميون همه آرزوها يه آرزو دارم......تو.....


نوشته شده توسط مجید در ساعت 22:50 | لینک  | 

آسمان رنگ خدا گشت بيا پر بزنيم
باغ خورشيد پراز چلچله ها گشت بيا سر بزنيم
فصل مهمان شدن پنجره ها يادت هست
پشت در جاي غريبيست بيا در بزنيم
يک نفر باز مرا در خود من مي خواند
پر پرواز نداريم که پرپر بزنيم
باز از مزرعه من بوي علف مي شنوم
جاي پروانه چه خاليست بيا پر بزنيم
نوشته شده توسط مجید در ساعت 22:48 | لینک  | 

- مرغابی ماندارین: پارک Sterne در کلرادوی آمریکا. عکاس:
Russ Burden

- چکاوک نارنجی: سانتا باربارای کالیفرنیای آمریکا. عکاس:
Robert Goodell

- دو حواصیل برفی: جزیره سانیبل، فلوریداری آمریکا. عکاس:
Fabiola del Alcazar

- باقرقره دم سفید: جنگل ملی Arapaho،‌ کلرادوی آمریکا.
عکاس: Chris Loffredo

- خرس قطبی و بچه‌اش: پارک ملی Wapusk کانادا، عکاس: Howard
Ruby

- چشم‌های سوسمار درختی: Saint Cloud فلوریدای آمریکا،
عکاس: Michael D. Kern

- بچه گوریل کوهی، گونه در معرض خطر: پارک ملی Volcanoes در
روآندا، عکاس: Rita Summers

- نهنگ کوچک دریایى:‌ کریستال ریور فلوریدای آمریکا،
عکاس: John Johnson

- گورخرها: صحرای کالاهاری در بوتسوانا، عکاس: Richard du
Toit

- آب فشان: صحرای Black Rock نوادا، عکاس: Rodney Lough

- وال خاکستری کوچک: Ribbon Reefs استرالیا، عکاس: Jürgen
Freund

- عکاس و طبیعت: Jupiter فلوریدای آمریکا، عکاس: Michael
Patrick O’Neill

- زندگی گیاه: پارک ملی Stora Sjöfallet سوئد، عکاس‌ها: Verena و
Georg Popp

- بایسون (گاومیش وحشی اروپا و آمریکای شمالی): پارک ملی
Yellowstone National آمریکا، عکاس: Steve Hinch

- شیر دریایی و توله‌اش: جزایر گالاپاگوس اکوادور، عکاس: ddie
Schermerhorn

- خرس قهوه‌ای و زنبور عسل: باغ وحش بوفالو در نیویورک،
عکاس: Terry Ross Cervi

یک سری عکس‌ها هم جزو منتخبان نهایی نبودند که البته چیزی از
ارزششان کم نمی‌کند! و آنها را می‌توانید در ادامه پست ببینید:

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

نوشته شده توسط مجید در ساعت 22:35 | لینک  | 

معرفي استان بوشهر

 ويژگيهاي جمعيت :

 الف: جمعيت و پراكندي آن استان بوشهر براساس آخرين سر شماري بالغ بر 743675 نفر جمعيت داردازاين مقدار 9/50 درصد در نقاط شهري و1/49 درصد در نقاط روستايي سكونت داشته وكمتراز يكم درصد آنان غير ساكن هستند. منطقه بوشهر به لحاظ موقعيت سوق الجيشي ووجود شركت هاي بزرگ نفتي واجراي طرح هاي صنعتي بزرگ مانند نيروگاه اتمي ، كشتي سازي ، نيروي انساني فعال استان هاي مجاور ومناطق ديگر را به خود جذب كرده است. درداخل منطقه نيز جابجايي جمعيت افزايش يافته است ، زيرا به علت كمبود وامكانات كشاورزي خصوصاً كمبود آب واراضي مورد نياز وعدم امكانات رفاهي وپايين سطح درآمد ، كشاورزان ، مهاجرت روستاييان به مراكز وشهرهاي استان صورت گرفته است. به علت نزديك بودن اين استان به شيخ نشينهاي خليج فارس عده اي از اهالي ، منطقه براي كار وامرار معاش به كشورهاي واقع در كرانة خليج فارس ودرياي عمان مهاجرت كرده اند.

ب: ساخت جنسي و سني
در اين استان در مقابل هر 100 زن 104 نفر مرد وجود داشته است. اين نسبت در بين اطفال كمتر از يك ساله برابر 105 و در بين بزرگسالان (65ساله و بيشتر) برابر 107 بوده است.
ج : وضع زناشويي
در مهر ماه 1365 ش در بين جمعيت 10 ساله و بيشتر نقاط شهري استان بوشهر 1/56 درصد از مردان و 4/65 درصد از زنان ، حداقل يك بار ازدواج كرده بودند . اين نسبت در نقاط روستايي براي مردان 3/56 درصد و براي زنان 6/63 درصد بوده است. نسبت افراد هرگز ازدواج نكرده در جمعيت ده ساله و بيشتر در نقاط شهري ، براي مردان 9/41 درصد و براي زنان 1/33 درصد و درنقاط روستايي ، براي مردان 3/42 درصد و براي زنان 1/35 درصد بوده است.
د: مهاجرت
منطقه بوشهر به لحاظ موقعيت سوق الجيشي و وجود شركتهاي بزرگ نفتي و اجراي طرحهاي صنعتي بزرگ مانند نيروگاه اتمي ، كشتي سازي ، نيروي انساني فعال استانهاي مجاور و مناطق ديگر را به خود جذب كرده است. در داخل منطقه نيز جا به جايي جمعيت افزايش يافته است. زيرا به علت كمبود امكانات كشاورزي ، خصوصاً كمبود آب اراضي مورد نياز و عدم امكانات رفاهي و پائين بودن سطح درآمد كشاورزان مهاجرت روستائيان به مراكز و شهرهاي استان صورت گرفته است. به علت نزديك بودن اين استان به شيخ نشينهاي خليج فارس عده اي از اهالي منطقه براي كار و امرار معاش به كشورهاي واقع در كرانه جنوبي خليج فارس و درياي عمان مهاجرت كرده اند.
نژاد :
با توجه به كشفيات باستانشناسي و مدارك مكتوب تاريخي ، معلوم گرديده است كه ايران من جمله استان بوشهر از آغاز رهگذر و محل سكونت نژادها و ملل گوناگوني بوده است ، زبانها و گويشهاي مختلفي در اين منطقه تكلم مي شد . خصوصيات جسماني متفاوتي در اين سرزمين به هم آميخته است .پيش از ورود و استقرار آريائيان در بوشهر ، نژادهادي بومي دراين منطقه مي زيسته اند و مداركي كه از عصرحجر ، كاكوليتيك و برنز (مفرغ ) قديم باقي مانده است بر اين قضيه گــواهي مي دهد كه علاوه بر نژاد مديترانه اي نژادهاي ديگر مانند : دراويدي ، سياه پوست ،سامي ، عيلامي ، عرب درسرزمين بوشهر سكونت داشته اند و فرهنگهاي متفاوتي درآنجا به هم اختلاط يافته است.
زبان:
مردم اين استان به زبان فارسي وبا گويش محلي تكلم مي كنند. لهجه ها در روستا ها بيشتر از شهرها تنوع دارد. برخي از اهالي « جزيره شيف» وبنادر كنگان ، علويه نيز به زبان عربي صحبت مي كنند. لهجه هاي فارسي به گويش بردستاني ، دشتي ، تنگستاني وكازروني دراستان بوشهر رواج دارد اين لهجه ها كاملا با لحجه هاي شمال سرزمين فارس مانند لهجه هاي لري ، فارسي وسيوندي ارتباط دارد. زبان هاي مردم سواحل خليج فارس وجزاير آن بازمانده هاي گويش شبانكاره اي ، بلوچي ، كردي ، تركمني ، وبرخي از واژ ه هاي انگليسي ، هلندي ، پرتقالي ، هندي ، عربي ، وتركمني است.ولي استخوان بندي و ريشه آن فارسي است.
دين:
بيشتر اهالي استان را مسلمان تشكيل مي دهند واقليت هاي موجود در منطقه افراد مهاجري هستند كه بر حسب ضرورت شغلي در اين نقاط مسكن گزيده اند. در بوشهر پيروان شيعه اخباري وشيخينه زياد هستند. اهالي روستاي دوان شيخي هستند ودر بنادر ديگرنقاط استان اهل سنت وجماعت شيعه هم وجوددارد. در سال 1355 ش استان بوشهر 929 نفر مسيحي ، 96 نفر حكيمي و29 نفر زرتشتي زندگي مي كردند ، لرستان بوشهر 55/99 درصد مسلمان هستند.
جغرافياي سياسي :

استان بوشهر با مساحتي در حدود 23167 كيلومتر مربع بين 27 درجه و 14 دقيقه تا 30 درجه و16 دقيقه عرض شمالي و 50 درجه و 6  دقيقه تا 52 درجه و 58 دقيقه طول شرقـــي از نصف النهار گرينويچ در جنوب ايران واقع گرديده است . اين اسنان از شمال به استان خوزستان و قسمتي از استان كهليكويه و بويراحمد ، از جنوب و مغرب به خليج فارس و قسمتي از استان هرمزگان و از شرق به استان فارس محدود مي گردد . طبق آخريـن سرشـماري (1375 خورشيدي) جمعيت كل استان به 743675 نفر مي رسد

آب و هوا :
عوامل متعددي از جمله كمي ارتفاع قرار گرفتن در محدوده عرض هاي جغرافيايي پايين ، مجاورت با دريا، وزش بادهاي گرم جنوب غربي و بادهاي گرم و مرطوب دريايي و عبور پاييزي زمستاني سيكلون هاي سوداني و مديترانه اي از عوامل عمده تعيين كننده وضعيت اقليمي منطقه مي باشند.
اين منطقه به دليل نزديكي به خط استوا و كمي ارتفاع به طور كلي داراي آب و هواي گرم ( نوع بيايان كناري ) است كه در داخل استان گرم و خشك و در سواحل گرم و نمناك است. حداكثر مطلق دماي استان 5/52 درجه سانتيگراد و حداقل مطلق درجه حرارت به 1- درجه سانتيگراد مي رسد ميانگين دماي سالانه بوشهر 7/25 درجه سانتيگراد است . تغييرات فصلي درجه حرارت نيز تابع تغيير تابش خورشيد در طول سال است اختلاف درجه حرارت در ماه هاي زمستان و تابستان نسبتا" زياد و حدود 2/19 درجه سانتيگراد است بين فصول زمستان و پاييز و بهار و تابستان اختلاف كم تري مشاهده مي شود.
ميانگين بارش سالانه استان بوشهر 220 ميليمتر است اين بارندگي ها در فصول پاييز و زمستان روي مي دهد، به طور كلي استان بوشهر 6 ماه از سال گرم، دو ماه تقريبا" معتدل تا سرد و حدود چهار ماه از سال معتدل تا گرم مي باشد. نم موجود در ساحل دما را تا حدودي متعادل مي كند اما در صد رطوبت در برخي از ماه ها چنان بالا مي رود كه به حد اشباع مي رسد. در اين حالت هوا از فعل انفعالات مي افتد و يك هوا دم كرده و كم تحركي به وجود مي آورد كه اصطلاحا" به آن شرجي مي گويند.

نگاهي اجمالي به مكانهاي صنايع دستي بوشهر

گبه : شول ، پشتكوه ، بوشكان . تنگ ارم ، ده رود سفلي و عليا ، رود فارياب ، پرچونك ، شل دان ،

عبا بافي : كردوان سفلي و عليا

جاجيم بافي : كردوان سفلي و عليا

سفال : شهرستان دير ، شهرستان دشتستان (برازجان)

گليم : اسلام آباد ، شهرستان دشتي (شنبه ، طسوج ، سرمك ، دهدك ، جم و رير ، درويشي ، بن بيد)

شهرستان دشتستان (سرخه ، كله رود ، فارياب) شهرستان گناوه(شول)

گرگور بافي : مناطق ساحلي استان (بوشهر ، گناوه ، كنگان و ....)

تور بافي : مناطق ساحلي استان (بوشهر ، گناوه ، كنگان و ....)

حصير بافي : سعد آباد ، آبپخش، شنبه

منبت كاري : بوشهر

صدف سازي : بوشهر و مناطق ساحلي استان و جزیره خارک

معرفي صنايع دستي بوشهر :

گبه بافي:

برجسته ترين صنعت دستي و خانگي استان بوشهر كه تقريباً دراكثر نقاط روستايي و حتي در بسياري از مناطق شهري رايج بوده و شغل اول يا حرفه دوم تعداد از خانوارها محسوب مي‌شود . بافت گبه [12] است . گبه كه به وسيله پشم خود رنگ مخلوط با موي بز نژاد عدني بافته مي‌شود مراكز عمده توليدش روستاهاي شول ، كلر، كمالي ، فخر آوري ، محمد صالحي ، چهار روستايي ، بهمن ياري ، محمد جمالي ، خيارزار ، دشتگور ، پلنگي ، برم ، چهل گزي عجم و عرب ، سرخو ، زكريايي ، شاه پيروز ، لاي پهن ، بهرو ....... است و در هر يك از روستاهاي ياد شده تقريباً تمامي زنان و دختران خانه دار به بافت گبه اشتغال دارند به طور مثال در روستاي شول 380 خانوار و در روستاي كلر 90 خانوار حرفه اصلي شان بافت گبه است .

در بافت گبه كه معمولاً بر روي دارهاي قاليبافي و به شيوه قالي بافته مي‌شود تفكيك رنگ پشم از اهميت فوق العاده برخودار است در اين مرحله ابتدا پشمي كه از دامهاي خود خانواده تأمين شده يا در صورتيكه خانواده فاقد دام باشد .از ساير دامداران و دامپروران و عشاير خريدار ي گرديده به نسبت نوع رنگي كه دارند كاملاً تفكيك و پس از شستشو توسط زنان و دختران و به وسيله دوكهاي كوچك و قابل حمل ريسيده مي‌شود و به صورت نخ هاي چند لاي رنگارنگ در مي‌آيد.

گاهي نيز موي بزهاي عدني را كه از تنوع فوق العاده زيادي برخودار است با پشم گوسفند مخلوط نموده و به عنوان تار يا جهت دوخت سجافها مورد استفاده قرار مي‌دهند و در آخرين مرحله به بافت مي‌پردازند.

زمينه هاي گبه هاي بافت مناطق مختلف بوشهر ، تقريباً همانند ساير نقاطي كه در انها توليد گبه رايج است (كهكيلويه و بوير احمد ، چهار محال و بختياري ، فارس و ....) داراي رنگهايي نظير سفيد ، كرم يا شيري است و نقوش به رنگهاي مشكي، قهوه اي ، حنايي و ... مي‌باشد.

گبه بافان براي ايجاد نقوش بر روي فرآورده هاي خود و در حين بافت از نقشه استفاده نمي‌كنند . اكثراً به طور ذهني به اين كار مي‌پردازند و بيشتر بافندگان يك يا طرح خاص را در ذهن داشته و در بافت آن داراي مهارت هستند . ولي به طور كلي نقش اصلي محصولات توليدي در نقاط روستايي استان بوشهر عبارت از يك مربع مستطيل بزرگ و يك رديف لوزي در وسط آن مي‌شود كه راس هر يك از لوزيها به ديگري متصل است و در اصطلاح محلي كم ناميده مي‌شود و در مجموع مي‌توان گفت وجه مشترك تمامي گبه هاي توليدي در استان بوشهر (اعم از آنچه توسط عشاير كوچ رو ، نيمه كوچ رو ، اسكان يافته يا روستانشينان بافته مي‌شود) گونه اي نقش پرداز ي سنتي است كه طي هزاران سال پرورش يافته و نيزصور هندسي و نگاره هاي پرندگان و حيوانات زمينه ممكن است مركب باشد از چند رديف صور هندسي يا انواع گل (مانند نقوش فرشهاي تركمني) يا مانند دستبافهاي قشقايي راه راه و يا يك تا سه ترنج در هر گوشه گاهي نيز ممكن است زمينه مركزي منقسم به چند مربع و يا بر حسب روش ديرينه و باور داشتهاي ذهني هر هنرمند مركب از رديفهاي بوته جقه باشد و هر چند لازم به توضيح نيست كه هر يك از نقوش رايج در گبه بافي قرنهاست كه به ايل منطقه خاصي منسوب است ولي از ذكر اين نكته نبايد گذشت كه هم عشاير و هم روستا نشينان از گروههاي همسايه خود و نيز گروههايي كه به هر مناسبتي كه به ايل يا روستاي آنها نزديك شده اند تاثير گرفته اند و به همان نسبت بر آن تاثير گذاشته اند و اين تبادل و تحول قرنها ست دوام داشته و در نهايت نيز منجر به پيدايش نقوش دو رگه بسيار زيادي شده در حد خود پذيرفتني و برخودار از نوعي ارزش هنري ويژه است گبه هاي بافت استان بوشهر اكثر داراي ابعاد 100*200 سانتيمتر است و براي بافت هر تخته آن همكار ي يك ماهه دو بافنده با روزي شش ساعت كار الزامي است .

توليدات گبه مناطق استان بوشهر ضمن تامين نيازهاي داخلي در بازارهاي بندر گناوه و بندر كنگان نيز عرضه و معمولاً مسافران ساير نقاط كشور از مشتريان آن محسوب مي‌شوند ولي خريدار عمده اين نوع محصول ساكنان حوزه خليج فارس و امارات عربي هستند كه در گذشته چه از طريق سفر به ايران و چه از طريق مبادلات بازرگاني هر ساله مقادير زيادي از گبه هاي بوشهر را خريداري مي‌كردند ولي در سالهاي بعد از انقلاب به دليل محدوديت رفت و آمد اتباع كشورهاي حوزه خليج فارس و نيز ممنوعيت صدور فرش و قطع مبادلات بازرگاني گبه ها منطقه بوشهر بازار قبلي خود را كاملاً از دست داده و توليد كنندگان اكثراً قدرت توليد خود را از دست داده و به علت بضاعت مالي محدودي كه دارند بعد از نافروش ماندن يك يا حداكثر دو تخته گبه دست از توليد كشيده يا جذب مشاغل ديگري شدند و يا به صورت انجام دهنده سفارشات مشتريان اتفاقي و احتمالي در آمدند و در اخير نقاطي كه مورد بازديد قرارگرفت بيشتر بافندگان گبه هاي موجود داشتند كه حاضر به فروش آنها قيمت مواد اوليه و يا حتي قيمتي كمتر از قيمت تمام شده باشند و اين مسله يكي از مشكلاتي است كه در صورت تداوم يافتن موجب كاهش تعداد دست اندر كاران و به پشتوانه آن كاهش ميزان توليد خواهند شد .

 

خوشبختانه در هنگام بررسي (بنا به اظهار دست اند كاران خبر شديم كه مقامات مسئول در زمينه بازرگاني استان موافقت خود را با شروع فعاليتهاي پيله وري اعلام نموده و به اطلاع ساكنان منطق مركزي رسانده اند كه در صورت ايجاد شركتهاي تعاوني مي‌توانند نسبت به مبادله كالا با كشورهاي حوزه خليج فارس و امارات عربي اقدام كنند مشروط بر اينكه معادل ريالي كالاي صادراتي ، ارز يا كالاي مورد نياز مملكت وارد نموده و با دريافت سود مجاز جهت توزيع در اختيار واحدهاي بسيج اقتصادي و ستادهاي توزيع عادلانه كالا قرار دهند كه در صورت اجراي اين تصميم مي‌توان تا حد زيادي به آينده گبه بافي در مناطق روستايي استان بوشهر خوش بين بود .)

گليم بافي

در روستاهاي بخش جم و ریز از توابع شهرستان كنگان بافت نوعي گليم نيز رايج است كه اگر چه ميزان توليد محدود است ولي از نظر اصالتهاي هنري قابل تامل مي‌باشد .

در مناطق ياد شده گليم بافي حرفه خانگي و فرعي زنان و دختران خانه دار است و فصل بافت معمولاً از زمستانها تجاوز نمي‌كند و خانوارهاي روستايي به موازات ساير فعاليتها ي كشاورزي و دامپروري از اوايل پاييز كه فصل چيدن پشم گوسفندان آغاز ميشود خود را براي شروع كار در زمستان آغاز نموده و تدريجاً شتستو ، رنگرزي ، و ريسيدن را آغاز مي‌نمايند و به طور متوسط اوايل دماه به كار بافت مي‌پردازند.

تار گليم هاي زمستاني بخش جم و ریز پشم ريسيده معمولاً با رنگهاي جوهري كه در برابر عوامل جوي نظير نور ، حرارت، رطوبت و ... فاقد ثبات كافي است رنگرزي مي‌شود و همين مساله به نحو محسوسي از كيفيت و قهراً ميزان تقاضا براي گليم هاي توليدي مي‌كاهد . در حاليكه استفاده از رنگهاي طبيعي كه هم داراي قيمت مناسبتر و هم داراي ثبات بيشتري است كاملاً مقدور بوده و مواد تعاوني يا رنگزايي مانند پوست ميوه بلوط (جفت) پوست انار ، روناس ، چوبك ، برگ مو ، پوست گردو ، قارا ، (قره قورت) و ....به راحتي در منطقه يافت مي‌شود.

اينگونه مواد يا مستقيماً رنگهاي مورد نظر را به دست مي‌دهند . مثل روناس و پوست بيروني گردو كه توليد رنگ قهو هاي مي‌كنند يا در تركيب با مواد شيمايي رنگهايي ثابت بوجود مي‌‌‌‌‌‌‌آورند مثل پوست گردو كه در تركيب با زاج سفيد رنگ خاكي ايجاد مي‌نمايد يا برگ مو و روناس نیز ضمن تركيب با زاج سفيد باعث پيدايي رنگ كرم مي‌شوند.

نمد مالي

نمد يكي از سنتي ترين توليدات منطقه بوشهر است و در گذشته هايي نه چندان دور تنها در شهر برازجان 35 كارگاه به توليد انواع فرآورده هاي آن اشتغال داشته اند ، از جمله محصولاتي است كه به دليل سبكي وزن و نمگير بودنش مورد توجه خاص عشاير و كوچ نشينان مي‌باشد بطوري كه در گزارش بررسي وضع صنايع دستي استان بوشهر (از انتشارات سازمان صنايع دستي ايران – خرداد ماه 1353)آمده است در تاريخ بررسي قبلي دو استاد كار 35 ساله و 50 ساله در شهر برازجان به توليد نمد اشتغال داشته اند و با دستمزدي معادل 75 الي 85 ريال براي هر كيلو پشم اقدام به توليد نمد مي‌كرده اند . ولي در هنگام بررسي اخير مشاهده شد كه استاد كاران فوق الذكر نيز كارگاه خود را تعطيل و جذب حرفه ديگري شده اند . علت اين امر ميزان ترقي فوق العاده بهاي مواد اوليه دستمزد و كاهش ميزان تقاضا براي توليدات نمدي در فاصله انجام بررسي است .

نوشته شده توسط مجید در ساعت 22:22 | لینک  | 

به عاشقيم يقين دارم که مي نويسم و گمان ميکنم اگر تبريک تولد پاييز را ننويسي بايد به

عاشق نبودنت يقين کرد !

پاییز فصل تمامی زیبایی هاست

پاییز فصل قشنگ خاطره هاست

فصلی که رنگ زرد و قرمز و نارنجی اش

نه چشم را می زند، نه خسته ات می کند

من پاييز را دوست دارم...


بخاطر غريب و بي صدا آمدنش

بخاطر خش خش گوش نواز برگ هايش


 بخاطر صداي نم نم باران هاي عاشقانه اش

پاييز را دوست دارم.....

بخاطر رفتن... و خيس شدن زير بارانش


 بخاطر بوي مست کننده خاک باران خورده کوچه ها

پاييز را دوست دارم.....

بخاطر تنهایی و دلتنگی اش

بخاطر سالها خاطرات پاييزي ام


بخاطر نشاط نوجواني ام در مدرسه


بخاطر تنهايي جواني ام


 و من امسال عاشقانه پاييز را دوست دارم...

پاییز فصلی پر از امید

فصل برگهای زرد و گام های خیس 

پاییز فصل زندگی

سلام

 امسال اولین سالی هست که مدرسه نمی رم

هم خوشحالم هم ناراحت

یه جورایی از دست مدرسه خلاص شدم یه جورایی هم دلم واسه دوستام وحال و هواش تنگ شده

راستش هیچ سالی مثل امسال زیبایی پاییز رو حس نکردم

آخه هر سال سرم توی درس و مشق بود

دیشب کاملا بوی پاییز رو حس کردم

فقط کافی بود پرده را کنار بزنم

نه....

یک چیز با همیشه فرق می کرد

یک لحظه تازه؛یه صدا،یه نفس

آره می شنیدم

انگار صدای چکمه های پاییز بود

که از پیش باران می آمد

ای کاش امسال با خودش باران هم بیاورد

ای کاش زودتر  برگ هایش را بریزد

 چه لحظه های قشنگی ست وقتی

  پنجره ی اتاقم  باز شود ...اتاقم بوی پاییز دهد

من دیگه پاییز رو دوست دارم شما چطور؟

فقط خدا کنه امسال مثل هرسال سرما نخورم!!!

 

نوشته شده توسط مجید در ساعت 22:10 | لینک  |